منبع: Unsplash
مقاله

جملات کوتاه به زبان هلندی برای قرار ملاقات گذاشتن

اخرین به روز رسانی: 4/20/2026, 3:07 PM

در زندگی روزمره، اغلب مجبورید برنامه‌ریزی کنید و قرار ملاقات بگذارید. در زبان هلندی، مردم اغلب از جملات کوتاه برای این کار استفاده می‌کنند. در این مقاله، جملات کاربردی را یاد خواهید گرفت که می‌توانید هنگام نیاز به ترتیب دادن یا برنامه‌ریزی چیزی از آنها استفاده کنید.

چرا جمله‌های کوتاه گاهی سخت هستند؟

در گفتگوهای هالندی اغلب جمله‌های کوتاه می‌شنوید. این‌ها معمولاً واکنش‌ها یا توضیحات کوتاه هستند. گفتنشان سریع است، اما اگر آن‌ها را نفهمید، پاسخ دادن درست دشوار می‌شود.

بعضی جمله‌ها معنی مجازی دارند. یعنی کلمات چیزی غیر از معنای واقعی خودشان را نشان می‌دهند. به همین دلیل دانستن معنی این جمله‌ها مفید است.

پلان‌سازی و قرار گذاشتن: چه می‌توانید بگویید؟

در هالند، مهم است که به قرارها جدی برخورد کنید و به‌وقت برسید. به همین دلیل، در زندگی روزمره زیاد باید پلان‌سازی کنید. برای مثال، یک قرار با دوست، رفتن به داکتر، یا ددلاین یک وظیفه مکتب. همچنان در کار هم قرارهای زیادی دارید و باید پلان کنید: چه کسی چه کار را انجام می‌دهد، چه وقت چیزی آماده می‌شود و چه چیزی در اولویت قرار دارد.

گاهی اوضاع آن‌طور که فکر می‌کردید پیش نمی‌رود. ممکن است دیر برسید یا یک قرار تغییر داده شود. در این وضعیت‌ها، هالندی‌ها معمولاً از جملات کوتاه استفاده می‌کنند. با این جملات می‌توانید سریع و واضح بگویید چه اتفاقی افتاده است. به این ترتیب بهتر ارتباط برقرار می‌کنید و از سوءتفاهم جلوگیری می‌شود.

جملات کوتاه برای پلان‌سازی و تنظیم قرارها

‘Dat red ik niet.'

معنی: شما از نظر وقت یا انرژی به آن نمی‌رسید. این را زمانی می‌گویید که متوجه می‌شوید به‌موقع آماده نخواهید شد یا چیزی برایتان زیاد است.

مثال: «من باید ساعت ۵ بروم، اما هنوز آماده نیستم. از پسش برنمی‌آیم.»
‘Ik moet om 5 uur weg, maar ik ben nog niet klaar. Dat red ik niet.’

‘Het gaat me niet lukken.’

معنی: شما فکر می‌کنید انجام دادن یک کار ممکن نیست، معمولاً به این دلیل که وقت کافی ندارید یا کار خیلی دشوار است. از این عبارت استفاده می‌کنید تا به‌موقع بگویید که به آن نمی‌رسید.

مثال: «امروز نمی‌توانم همه‌چیز را تمام کنم. به زمان بیشتری نیاز دارم.»

'Het lukt me niet.'

معنی: شما سعی می‌کنید یک قرار تنظیم کنید یا چیزی را ترتیب دهید، اما موفق نمی‌شوید. این می‌تواند به دلیل کمبود وقت یا مصروفیت باشد. از این عبارت استفاده می‌کنید تا توضیح دهید چرا هنوز موفق نشده‌اید.

مثال: «نمی‌توانم با او قرار بگذارم. برنامه‌ام خیلی پر است.»
'Het lukt me niet om met hem af te spreken. Mijn agenda zet vol.’

‘Dat haal ik niet.’

معنی: شما نمی‌توانید یک ددلاین یا وقت تعیین‌شده را رعایت کنید. این شبیه «از عهده‌اش برنمی‌آیم» است، اما معمولاً برای ددلاین‌ها و قرارها استفاده می‌شود.

مثال: «تو می‌پرسی که آیا می‌توانم امروز آن را تمام کنم، اما من به آن نمی‌رسم.»
‘Je vraagt of ik het vandaag kan afmaken, maar dat haal ik niet.’

‘Ik loop achter.’

معنی: شما دیرتر از زمان برنامه‌ریزی‌شده هستید. این را زمانی می‌گویید که کار یا برنامه‌تان با تأخیر انجام می‌شود.

مثال: «من در آماده‌سازی عقب هستم، بنابراین هنوز آماده نیستم.»
‘Ik loop achter met mijn voorbereiding, dus ik ben nog niet klaar.’

‘Ik heb er de tijd niet voor.’

معنی: شما خیلی مشغول هستید و نمی‌توانید آن را انجام دهید. این را زمانی می‌گویید که برای یک کار یا قرار وقت ندارید.

مثال: «می‌خواهم کمکت کنم، اما امروز وقتش را ندارم.»
‘Ik wil je helpen, maar ik heb er vandaag de tijd niet voor.’

‘Het loopt uit.’

معنی: این کار بیشتر از زمان برنامه‌ریزی‌شده طول می‌کشد. این را در مورد جلسه‌ها، قرارها یا سفرها می‌گویید.

مثال: «قرار طول کشیده است. من کمی دیرتر به خانه می‌رسم.»
‘De afspraak loopt uit. Ik ben iets later thuis.’

‘Ik schuif het door.’

معنی: شما چیزی را به زمان بعدی منتقل می‌کنید. این را زمانی استفاده می‌کنید که نمی‌توانید کاری را فعلاً انجام دهید و آن را بعداً انجام می‌دهید، یا وقتی یک قرار را به زمان دیگری تغییر می‌دهید.

مثال: «امروز نمی‌رسم. آن را به فردا موکول می‌کنم.»
‘Ik red het vandaag niet. Ik schuif het door naar morgen.’

‘Dat komt later.’

معنی: شما آن را بعداً انجام می‌دهید. این را زمانی می‌گویید که کاری فوری نیست و آن را به تعویق می‌اندازید.

مثال: «بعداً مرتب می‌کنیم. این کار بعداً انجام می‌شود.»
‘We gaan straks opruimen. Dat komt later wel.’

‘Ik kom erop terug.’

معنی: شما بعداً پاسخ می‌دهید. این را زمانی می‌گویید که فعلاً جواب را نمی‌دانید یا باید اول چیزی را بررسی کنید.

مثال: «باید بررسی‌اش کنم. بعداً با شما تماس می‌گیرم.»
‘Ik moet het even nakijken. Ik kom erop terug.’

‘Ik pak het op.’

معنی: شما قرار است ترتیب کاری را بدهید یا انجام دهید. این چیزی است که وقتی مسئولیتی را می‌پذیرید، می‌گویید.

مثال: این را به من بسپار، من آن را پیگیری می‌کنم.
‘Laat het maar aan mij over. Ik pak het op.’

'Ik laat het liggen.'

معنی: شما الان آن را انجام نمی‌دهید. شما چیزی را فعلاً همانطور که هست رها می‌کنید و بعداً آن را برمی‌دارید (یا تصمیم می‌گیرید که آن را انجام ندهید).

مثال: فعلاً وقت ندارم به این پاسخ بدهم، آن را موقتاً کنار می‌گذارم و فردا پاسخ می‌دهم.
'Ik heb nu geen tijd om dit te beantwoorden. Ik laat het even liggen en reageer morgen.'

‘Ik zet het uit.’

معنی: این را به فرد دیگری ارجاع می‌دی، مثلاً به یک همکار یا یک بخش. این را وقتی می‌گی که به تو مربوط نیست.

مثال: این یک سؤال فنی است. آن را به بخش آی‌تی ارجاع می‌دهم.
‘Dit is een technische vraag. Ik zet het uit bij ICT.’

‘Dat heeft prioriteit.’

معنی: این مهم‌ترین است و باید اول انجام شود. این را وقتی می‌گویی که باید کارها را انتخاب و مرتب کنی.
Dit is het belangrijkste en moet eerst. Dat zeg je als je taken moet kiezen en ordenen.

مثال: شکایت مشتری در اولویت است. اول آن را انجام بده.
De klacht van de klant heeft prioriteit. Doe dat eerst.

‘Dat is dringend.’

معنی: باید سریع انجام شود. این را وقتی می‌گویی که چیزی فوری است و نمی‌تواند منتظر بماند.

مثال: «سفارش باید امروز ارسال شود. این فوری است.»
'De bestelling moet vandaag weg. Dat is dringend.'

‘Dat is nog niet rond.’

معنی: هنوز نهایی نشده است. این را وقتی می‌گویی که هنوز منتظر تأیید، اطلاعات یا پول هستی.

مثال: برنامه‌ریزی هنوز نهایی نشده است. ما منتظر تأیید هستیم.
De planning is nog niet rond. We wachten op de bevestiging.

‘Ik ben er klaar voor.’

معنی: شما آماده‌اید و می‌توانید شروع کنید. این جمله را وقتی می‌گویید که آماده‌ی رفتن هستید.

مثال: همه چیز را تمرین کرده‌ام. آماده هستم.
‘Ik heb alles geoefend. Ik ben er klaar voor.’

‘Daar ga ik voor.’

معنی: این هدف یا انتخاب توست. این را وقتی می‌گویی که نشان می‌دهی انگیزه داری و واقعاً می‌خواهی آن را انجام بدهی.Dat is jouw doel of keuze. Dat zeg je als je laat zien dat je gemotiveerd bent en het echt wilt doen.

مثال: می‌خواهم امسال دیپلمم را بگیرم. برایش تلاش می‌کنم.
‘Ik wil dit jaar mijn diploma halen. Daar ga ik voor.’

‘Ik moet er vandoor.’

معنی: باید بروم. این را وقتی می‌گویی که می‌خواهی گفتگو را محترمانه تمام کنی چون جایی باید بروی.

مثال: «من باید بروم، من با دکتر وقت ملاقات دارم.»
‘Ik moet er vandoor, ik heb een afspraak bij de dokter.’

‘Het komt mij (niet) goed uit.’

معنی: این زمان یا قرار در برنامه‌ام خوب جا می‌گیرد (یا نمی‌گیرد). این را وقتی می‌گویی که کسی زمانی پیشنهاد می‌دهد و تو می‌توانی یا نمی‌توانی در آن زمان کاری را انجام دهی.

مثال: روز سه‌شنبه ساعت 3 بعد از ظهر؟ بله، این زمان برای من مناسب است.
‘Dinsdag om 15:00 afspreken? Ja, dat komt mij goed uit.’

مثال: «فردا ساعت ۹ تماس می‌گیری؟ این به من نمی‌آید. می‌توانیم ساعت ۱۱ این کار را انجام دهیم؟»
‘Morgen om 9 uur bellen? Dat komt mij niet goed uit. Kan het om 11 uur?’

'Daar ga ik vanuit.'

معنی: من فرض می‌کنم که همین‌طور است. این را وقتی می‌گویی که یک فرض می‌کنی و بر اساس آن برنامه‌ریزی می‌کنی؛ یعنی فکر می‌کنم درست است، مگر این‌که چیز دیگری بشنوم.

مثال: تو اطلاعات را امروز می‌فرستی، درست است؟ باشد، من فرض می‌کنم همین‌طور است.
'Je stuurt de informatie vandaag nog, toch? Oké, daar ga ik van uit.'

نکات کاربردی برای یادگرفتن زبان

آیا می‌خواهید زبان هالندی را بهتر درک کنید؟ پس اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها را هم یاد بگیرید. آن‌ها در هالند بسیار مهم هستند و در گفتگوها زیاد استفاده می‌شوند.

اگر جمله‌ای را متوجه نمی‌شوید، سوال کنید. مثلاً بپرسید آیا کسی منظورش را به‌صورت تحت‌اللفظی گفته یا استعاری. همچنین به موقعیت و زمینه صحبت دقت کنید. این موضوع مخصوصاً در مورد طنز و کنایه اهمیت دارد.

به تمرین ادامه دهید و از اشتباه کردن نترسید. به این ترتیب، قدم به قدم بیشتر می‌آموزید. همچنین RefugeeHelp را ببینید تا درباره زبان و فرهنگ هلند بیشتر یاد بگیرید.


آیا این معلومات به شما کمک کرد؟