
ضرب المثل های هالندی: کلمه «سیب» در زبان هالندی چگونه استفاده میشود؟
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
زبان هلندی پر از اصطلاحات است، حتی اصطلاحات مرتبط با غذا. برای مثال، کلمه «سیب» زیاد به کار میرود و معانی مختلفی دارد. در این مقاله میتوانید درباره اصطلاحات مختلف و معنی آنها بخوانید. همچنین توضیحاتی درباره نقش اصطلاحات در هلند ارائه شده است.
مثلها و اصطلاحات هلندی
در زبان هلندی، مردم از مثلها و اصطلاحات زیادی استفاده میکنند. اینها جملات یا کلمات ثابتی هستند که معنی استعاری دارند. به این معنی که نباید آنها را بهصورت لفظی برداشت کرد.
برای مثال: وقتی کسی میگوید «این یک اپل-ایتیه است» («appeltje-eitje»)، منظورش غذا نیست. این به این معنی است که کاری بسیار آسان است.
مثلها و اصطلاحات اغلب استفاده میشوند، زیرا مردم در گذشته زیاد با تصاویر و مثالهای زندگی روزمره صحبت میکردند، مانند غذا، کار و طبیعت. به این ترتیب، زبان زندهتر و آسانتر برای به خاطر سپردن میشد.
حتی امروزه، اصطلاحات در فرهنگ هلندی اهمیت دارند. آنها گفتگوها را شخصیتر، واضحتر و گاهی هم خندهدارتر میکنند. به همین دلیل، آنها را اغلب در مکالمات، محیط کار و رسانهها میشنوید.
مثل های هلندی با سیب
کلمه «سیب» در اصطلاحات هالندی اغلب به کار میرود. سیب نوعی میوه معروف در هالند است. مردم در گذشته اغلب سیب میخوردند، زیرا میتوانست مدت طولانی نگهداری شود و سالم بود.
به همین دلیل، سیب اغلب در زبان استفاده میشد. در اصطلاحات، سیب معمولاً نماینده میوه نیست، بلکه نماینده چیز دیگری است، مانند پول، ویژگیهای شخصیتی، رفتار یا یک وضعیت دشوار.
در زیر، اصطلاحات معروف هالندی با «سیب» را همراه با توضیح و مثال میبینید.
سیبی برای زمان تشنگی
این به معنای پسانداز کردن پول یا وسایلتان برای بعد، زمانی که به آنها نیاز دارید، است.
مثال: من هر ماه 20 یورو پسانداز میکنم. به این ترتیب برای مواقع ضروری مقداری پسانداز دارم.
سیب و تخم
این اصطلاح وقتی استفاده میشود که کاری بسیار آسان باشد و زحمتی نداشته باشد.
مثال: امتحان خیلی آسان بود. من در ده دقیقه تمامش کردم.
با یک سیب و یک تخم مرغ
این یعنی چیزی خیلی ارزان است.
مثال: من دوچرخهام را دست دوم خریدم، آن را «به قیمت خیلی کم» خریدم.
سیب گندیده
این در مورد افرادی است که تاثیر خراب بر یک گروه دارند.
مثال: صنف خوشایند است، اما چند نفر خراب بینشان هستند.
سیب خیلی دور از درخت نمیافتد
این جمله را وقتی میگویید که کودکان از نظر رفتار یا ظاهر شبیه والدین خود هستند، استفاده میکنید.
مثال: تو به همان اندازه ورزشکار هستی که پدرت. “سیب از درخت دور نمیافتد.”
داشتن یک مشکل یا اختلاف با کسی که باید حل شود
این به این معنی است که هنوز باید یک مشکل یا اختلاف خود را با کسی حل کنید.
مثال: من هنوز یک مشکل با تو دارم که باید درباره دیروز حل کنیم.
از ابتدا تا انتها / همه چیز کامل و دقیق
این به این معنی است که همه چیز را کامل و با جزئیات بیان میکنید. این یک نوع بیان متفاوت برای از ابتدا تا انتها است.
مثال: راهنما همه چیز را درباره شهر از ابتدا تا انتها برای ما توضیح داد.
سیب ترش را خوردن
این را وقتی استفاده میکنید که باید کاری ناخوشایند انجام دهید، حتی اگر تمایلی به انجام آن نداشته باشید.
مثال: من از کارهای اداری متنفرم، اما باید از پس این کار دشوار برآیم.
سیب را با ناک مقایسه کردن
این به این معنی است که دو چیز را مقایسه میکنید که قابل مقایسه نیستند.
مثال: مقایسه یک اسکوتر و یک موتر، مثل مقایسه چیزهای غیرقابل مقایسه است.
یک سیب طلایی
این به این معنی است که چیزی بسیار ارزشمند یا خاص است.
مثال: ایده او برای پروژه واقعاً یک فرصت بسیار ارزشمند بود.