
وینسنت ونگوگ: داستان زندگی، سبک و مشهورترین آثار او
به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
وینسنت ونگوگ (۱۸۵۳–۱۸۹۰) یک نقاش هالندی بود. امروزه او در سراسر جهان بسیار مشهور است. نقاشیهای او در موزیمهای مهم نگهداری میشوند و میلیونها نفر از آنها دیدن میکنند. با این حال، در زمان زندگیاش نه ثروتمند بود و نه مشهور. تنها پس از مرگش بود که آثارش مورد توجه و تحسین قرار گرفت. در این مقاله درباره زندگی و هنر او بیشتر میخوانید.
دوران جوانی وینسنت ونگوگ Vincent van Gogh
Vincent van Gogh در زوندِرت، یک روستا در استان برابانت شمالی، به دنیا آمد. پدر او کشیش بود. خانوادهاش اغلب در طبیعت پیادهروی میکردند. به همین دلیل، وینسنت از سنین پایین به درختان، مزارع، گلها و مناظر طبیعی علاقه پیدا کرد. طبیعت بعدها به یکی از موضوعات مهم در آثار هنری او تبدیل شد.
جستوجوی راه زندگی توسط Vincent van Gogh
در شانزدهسالگی، Vincent van Gogh در یک شرکت فروش آثار هنری در لاهه کار میکرد. از همان زمان او شروع به نوشتن نامههایی به برادر کوچکترش تئو کرد. این نامهها بسیار مهماند، زیرا از طریق آنها معلومات زیادی درباره زندگی، افکار و هنر او داریم.
Vincent van Gogh بعداً در شهرهای مختلفی مانند لندن و پاریس زندگی کرد. او در ابتدا در تجارت آثار هنری کار میکرد، اما بهتدریج علاقهاش را به آن کار از دست داد. سپس کارهای دیگری را امتحان کرد. او بهعنوان معلم کار کرد و همچنین میخواست مانند پدرش کشیش شود. با این حال، هنر همیشه برای او مهم باقی ماند. در ۲۷ سالگی تصمیم گرفت هنرمند شود.
اولین قدمها بهعنوان هنرمند
Vincent van Gogh بسیاری از مهارتهایش را بهصورت خودآموز آموخت. او با جدیت زیاد تمرین رسم و نقاشی میکرد. در لاهه از هنرمند آنتون مووه آموزش دید. در آنجا یاد گرفت بهتر با پرسپکتیف، آبرنگ و رنگ روغن کار کند. برادرش تئو نیز اغلب با پول و مشوره به او کمک میکرد.
Vincent van Gogh اغلب مردم عادی را بهعنوان موضوع آثار خود انتخاب میکرد. او میخواست نشان بدهد که زندگی آنها چقدر دشوار است. برای او هنر نباید فقط زیبا باشد؛ هنر باید احساس و حقیقت را نیز نشان بدهد.
رنگهای تیره در هالند
ونگوگ در هالند بیشتر کارگران، معدنچیان و مناظر طبیعی را نقاشی میکرد. او در نوئنن آثار زیادی درباره زندگی دهقانان خلق نمود. رنگهایی که در آن زمان استفاده میکرد، بیشتر تیره بودند؛ مانند قهوهای، خاکستری و سبز تیره. یکی از نقاشیهای مشهور این دوره «سیبزمینیخوران» است. او با این اثر میخواست زندگی دشوار و پُررنج دهقانان را به تصویر بکشد.
ونگوگ در این دوره با انتقادهای زیادی روبهرو شد. بسیاری از مردم آثار او را بیش از حد تیره و زمخت میدانستند. با این حال، او به کار خود ادامه داد. او باور داشت که بیان احساسات از داشتن یک سبک نقاشی کاملاً دقیق و آراسته مهمتر است.
انتورپ و هنر جاپانی
در سال ۱۸۸۵، ونگوگ به انتورپ نقل مکان کرد. او از موزیمها دیدن میکرد و آثار استادان بزرگ گذشته را با دقت مطالعه مینمود. همچنان در اکادمی هنر ثبتنام کرد. اما سبک او برای قوانین سختگیرانه اکادمی بیش از حد آزاد و نیرومند بود.
ونگوگ در انتورپ با چاپهای هنری جاپانی نیز آشنا شد. او آنها را بر دیوار اتاقش میآویخت. رنگهای روشن، خطوط نیرومند و کادربندیهای ویژهٔ این آثار تأثیر زیادی بر او گذاشتند. بعدها این تأثیر بهروشنی در نقاشیهای او دیده میشود.
از تاریکی به روشنایی در پاریس
در سال ۱۸۸۶، ونگوگ به پاریس رفت. پاریس در آن زمان یکی از شهرهای مهم هنر مدرن بود. وینسنت در آنجا آثار هنرمندانی مانند کلود مونه و دیگر نقاشان مدرن را دید. به همین دلیل سبک او بهطور چشمگیری تغییر کرد. نقاشیهایش روشنتر، رنگینتر و آزادتر شدند.
او شروع کرد به کار با ضربههای کوتاه قلممو و تضادهای قوی رنگها. همچنان هنر جاپانی برای او اهمیت داشت. آثارش از تیره و سنگین به روشن، زنده و پرتحرک تغییر یافت.
خانه زرد در آرل. یک دوره مهم در کارهای او
زندگی پرهیاهو در پاریس پس از دو سال برای ونگوگ بیش از حد طاقتفرسا شد. به همین دلیل در سال ۱۸۸۸ به آرل در جنوب فرانسه سفر کرد. او امید داشت در آنجا آرامش، نور و الهام پیدا کند. او میخواست نه تنها نقاشی کند، بلکه هنرمندان دیگر را نیز در آنجا پذیرایی نماید. رویای او خانهای بود که هنرمندان بتوانند با هم زندگی و کار کنند.
آفتاب، آسمان آبی و رنگهای تند جنوب فرانسه تأثیر زیادی بر او گذاشتند. ونگوگ در مدت کوتاهی نقاشیهای زیادی خلق کرد. او مناظر طبیعی، پلها، قایقها، گلها و پرترهها را نقاشی میکرد. در این دوره بسیاری از مشهورترین آثار او بهوجود آمد، مانند «گلهای آفتابگردان»، «اتاق خواب» و «خانه زرد».
با وجود اینکه وینسنت امیدوار بود هنرمندان بیشتری از پاریس به آرل بیایند، در نهایت تنها پل گوگن نزد او آمد تا با هم زندگی و کار کنند. اما این همکاری کوتاه بود. آنها خیلی زود با هم دچار اختلاف شدند. درست پیش از کریسمس سال ۱۸۸۸، میان آنها یک درگیری بزرگ رخ داد. پس از آن، حالت ذهنی ونگوگ آشفته شد. در جریان یکی از حملات اضطراب یا وحشت، بخشی از گوش چپ خود را برید. سپس او به شفاخانه منتقل شد.
اینکه چرا دقیقاً گوش خود را برید، هیچکس بهطور دقیق نمیداند. درباره بیماری او نظریههای زیادی وجود دارد، اما تشخیص روشن و قطعی در این مورد وجود ندارد. با این حال، مسلم است که ونگوگ حتی در دورههای دشوار نیز بیوقفه به نقاشی ادامه میداد.
سبک ون گوگ و خودنگارههای او
سبک ونگوگ در طول زندگیاش بهگونه قابل توجهی تغییر کرد. در آغاز، او تیره و ساده نقاشی میکرد. بعداً آثارش روشنتر و رنگینتر شدند. در پاریس، او کار با ضربههای کوتاه قلممو و رنگهای روشن را آموخت. در آرل از تضادهای شدید رنگ، خطوط قوی و استفاده زیاد از زرد، آبی و سبز استفاده کرد. او از رنگ تنها برای نشان دادن واقعیت استفاده نمیکرد، بلکه برای بیان احساس نیز به کار میبرد. به همین دلیل است که نقاشیهای او بسیار قابل تشخیصاند.
در خودنگارههای او بهخوبی دیده میشود که سبکاش در طول سالها چگونه رشد کرده است. او با رنگ، نور، ضربههای قلممو و حالات چهره تمرین میکرد. گاهی خود را آرام نقاشی میکرد و گاهی نیز چهرهای مضطرب یا جدی از خود به تصویر میکشید. به این ترتیب، او از چهره خودش برای آزمودن روشهای جدید نقاشی استفاده میکرد.
ونگوگ همچنان خودنگارههای زیادی نیز ساخت. در مجموع ۳۹ خودنگاره از او، شامل نقاشیها و طراحیها، باقی مانده است. بیشتر این پرترهها را او در پاریس کشیده است. خودنگاره برای او ارزانتر بود، زیرا نیازی نداشت برای مدل پول بپردازد.
حالات روحی، بیماری و مرگ او
در سال ۱۸۸۹، ونگوگ در یک آسایشگاه در سنرمی در فرانسه بستری شد. حالت روحی و وضعیت صحی او بهشدت نوسان داشت. با این حال، او در آنجا نیز بسیار پرکار باقی ماند. او در حدود یک سال نزدیک به ۱۵۰ نقاشی خلق کرد. همچنان یک اتاق اضافی در اختیارش قرار داده شد که میتوانست از آن به عنوان آتلیه استفاده کند.
در سنرمی، او از جمله زنبقها، درختان زیتون، سروها و «شب پرستاره» را نقاشی کرد. نقاشی کردن در یک دوره دشوار برای او آرامش و تکیهگاه فراهم میکرد.
در ماه می ۱۸۹۰، ون گوگ به اور سور اواز، نزدیک پاریس نقل مکان کرد. در آنجا او به تئو نزدیکتر زندگی میکرد. با این حال، حتی در آنجا نیز دوباره احساس غم و ناامنی میکرد. در ۲۷ جون ۱۸۹۰، او به سینه خود شلیک کرد. دو روز بعد، در حالی که تئو در کنارش بود، درگذشت. او ۳۷ سال داشت.
پس از مرگش مشهور شد
زندگی ونگوگ ناآرام بود. او سخت کار میکرد، زیاد نقل مکان مینمود، همیشه بهخوبی غذا نمیخورد و گاهی احساس بیماری و خستگی شدید داشت. او همچنان اغلب در فقر زندگی میکرد. بهطور منظم با اطرافیانش دچار اختلاف میشد. رابطهاش با برادرش تئو نیز همیشه آسان نبود. با این حال، تئو همچنان مهمترین شخص در زندگی او باقی ماند. این دو برادر به نوشتن نامه برای یکدیگر و حمایت از هم ادامه دادند.
و هرقدر هم که حال وینسنت گاهی بد میشد، او همچنان به نقاشی و طراحی ادامه میداد. در مجموع، ونگوگ نزدیک به ۹۰۰ نقاشی و بیش از ۱۱۰۰ اثر روی کاغذ خلق کرد. اما در زمان زندگیاش، توجه و شناخت کمی دریافت کرد. تنها پس از مرگش بود که آثار او بهتدریج مشهورتر شد. این موضوع تا حد زیادی به یو ونگوگ-بونگر، همسر برادرش تئو، مربوط میشود. او برخی از آثار ونگوگ را فروخت، برخی دیگر را برای نمایشگاهها به امانت داد و نامههای وینسنت و تئو را منتشر کرد. به این ترتیب، افراد بیشتری با ونگوگ و هنر او آشنا شدند.
امروزه وینسنت ونگوگ در سراسر جهان بسیار مشهور است. از شناختهشدهترین آثار او میتوان به گلهای آفتابگردان، شب پرستاره، اتاق خواب، سیبزمینیخوران و کافهتراس در شب اشاره کرد.
نقاشیهای او ارزش بسیار بالای مالی دارند. در سال ۲۰۱۷، اثر «دهقان شخمزن در مزرعه» او با بیش از ۸۱ میلیون دالر فروخته شد. ونگوگ به این دلیل مشهور است که آثارش قدرتمند، رنگین و شخصی هستند. او نه تنها آنچه را میدید نقاشی میکرد، بلکه احساسات خود را نیز به تصویر میکشید. به همین دلیل، نقاشیهای او هنوز هم بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
امروزه مردم از سراسر جهان برای دیدن آثار او به موزیمها میروند. موزه ونگوگ در آمستردام در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱٫۸ میلیون بازدیدکننده داشته است.
میتوانید آثار هنری ونگوگ را خودتان مشاهده کنید.
اگر میخواهید ونگوگ را بهتر درک کنید، میتوانید آثار او را خودتان ببینید. در موزه ونگوگ در آمستردام میتوانید ببینید که سبک او در طول زمان چگونه تغییر کرده است: از نقاشیهای تیره تا آثار درخشان و پُر از رنگ و احساس.
همچنین موزیم کرولر-مولر در اوترلو مکان خوبی برای شناخت بهتر ونگوگ و تحسین آثار او است.
بازدید از هر دو موزیم، داستان زندگی او را کامل میسازد. شما نه تنها نقاشیهایش را میبینید، بلکه بهتر درک میکنید که زندگی و هنر او تا چه اندازه خاص و منحصربهفرد بوده است.